۳ - دیوانه چو دیوانه ببیند


بی ساغر و پیمانه و دلدار نشاید
پیمانه بباید زد و تردید نباید
بر دلبر دیوانه بگویید بیاید
دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

هنگام به کوی در میخانه گذار است
می نوش جهان از قدح عشق خمار است
برساقی دیوانه بگو رخ بنماید
دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

ای مدعیانی که به دنبال خدایید
معشوقه هم اینجاست بیایید بیایید
ساقی گره از کار شما بازگشاید

این تاج گرانمایه واین تخت نپاید
ای زاهد دیوانه بیاندیش که شاید
دیوانه ای از چنگ تو تاجت برباید
دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

شاعر: پرواز همای