۵ - حال پریشانی


یک حال پریشانی مبهم دارم
می خندم و کوله باری از غم دارم

درچهره بسی شادم و در دل انگار
یک کوه زعصه های عالم دارم

با اینهمه غم که برسرم ریخته است
یک شیشه شراب ارغوان کم دارم

شاعر: پرواز همای